امداد مربی

آبروی همه

✅ قصه ای که گره هایی خوبی داشته باشه و پر از فراز و فرود باشه
دست مربی رو خوب پر میکنه این داستان همین طوریه…✅
🏵 آبروی همه 🏵
👈داستان از اینجا شروع میشه که عبدالله یک طلبکار داشت به نام طِیس ،
😱طلبش ۲۸ سکه طلا بود اما عبدالله یک سکه هم نداشت…
بدتر از همه این بود که با سرو صداهای طِیس آبروی عبدالله در خطر بود …
🤓 اما از این جا به بعد داستان چند تا اتفاق برای عبدالله میفته که شنیدنی ست …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *