آبروی همه
قصه ای که گره هایی خوبی داشته باشه و پر از فراز و فرود باشهدست مربی رو خوب پر میکنه این داستان همین طوریه…

آبروی همه 
داستان از اینجا شروع میشه که عبدالله یک طلبکار داشت به نام طِیس ،
طلبش ۲۸ سکه طلا بود اما عبدالله یک سکه هم نداشت…بدتر از همه این بود که با سرو صداهای طِیس آبروی عبدالله در خطر بود …
اما از این جا به بعد داستان چند تا اتفاق برای عبدالله میفته که شنیدنی ست …